روزمرگی های یک دختر تنها

..

سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵، 3:37

من و خونه و شب و آهنگ :

" به بغضِ در نفس پیچیده سوگند.."

چرا همه چیز انقدر نا امید کننده ست؟

زندگی ، کار ، آدما..

حتی این کولر پر سر و صدای به درد نخور :(

خدا یا بهتر نبود تابستون رو از فصلا حذف میکردی؟

پتو و بخاری و هوای بارونی مگه چشه

نویسنده: گندم نظرات:
© روزمرگی های یک دختر تنها