کنار درِ رو به حیاط خونه نشستم پاهامو دراز کردم
یک طرفم کدو سبزایی که باید خرد بشن و طرف دیگم بسته ی چیپس و ماست موسیر افتاده
آب رو پایِ نارنجم باز کردم ، بچه گربه مثل هرشب روی دیوار سمت چپ حیاط نشسته و با غم به تهِ کوچه بن بست خیره شده
مثلِ من که به ماهی که نرم نرم بالا میاد و از پشت ساختمون روبرویی پیدا میشه نگاه میکنم
موهای بافته شده ام روی شونه ام افتاده . بلد نبودم و داره باز میشه..
آبجی پشت تلفن میگه سانسوریای پشت پنجره ی خونه مامانبزرگه گل داده ، بوش خوبه
میپرسه کِی میای؟میگم هنوز مونده تا بیام
بابا با شوخی میگه تولدمه ها کادو یادت نره
لبخند غمگینی میشینه کنج لبم
تو ذهنم حساب میکنم..پنجاه
پیر نشو بابا.. بزرگتر نشو.. توی این دنیای تاریک تو فقط برام تکیه گاهی..
کاش منو ببخشی بابا.. همیشه ناامیدت میکنم.. همیشه.. کاش اصلا نبودم
...
پلی لیستم شده پرِ خاطره، هر آهنگش یه برهه از زندگیم رو به یادم میاره..
یه حرفِ تکراری..غمگینم.
ولش کن..میخوابیم