روزمرگی های یک دختر تنها

هوای ابری امروز

سه شنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۱، 1:33

امشب یه کم دیگه رو سمینارم کار کردم و برای آقای پ فرستادم امیدوارم بگه خوبه و خلاص شم و برم رو پاورش کار کنم🥲

امروز عصر به قصد درس خوندن تو کتابخونه رفتیم دانشگاه اما چون کارت دانشجویی همراهمون نبود اجازه ی ورود ندادن و چقدر نگهبان مهربون ازمون عذرخواهی کرد

دیگه اینجوری شد که مقصدمون از درس خوندن تو کتابخونه به خیابون و خوردن هات چاکلت تغییر کرد

امروز هوا ابری و سرد بود و چقدر من این هوا رو دوست داشتم فقط حیف که بارون کم داشت هواشناسی گوشیم احتمال بارون فردا رو زیاد زده

فردا کلاس ندارم و میتونم تو خوابگاه بمونم عصرش هم بلیط سینما دارم

دلم تنگ شده بود برا فیلم دیدن و واقعا نیاز به همچین تفریحی داشتم

پ.ن. از بیرون صدای بوق بوق ماشین عروس میاد ایشالا که خوشبخت شن🙃

نویسنده: گندم نظرات:
© روزمرگی های یک دختر تنها