روزمرگی های یک دختر تنها

سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴، 14:35

میدونی همین الانِ الانِ الان دلم چی میخواد ؟

الان که هنوز لباسای بیرون تنمه ، الان که تکیه به در ورودی خونه نشستم و کیفم اون ور تر افتاده، الان که سکوت خونه توی ذوق میزنه، الان چی میخوام ؟

ازون اشک های توی چشم و لبخند روی لبِ اون خانم... ازونا میخوام...

حداقل میدونم امروز برای یه نفر روز خوبیه:)

نویسنده: گندم نظرات:
© روزمرگی های یک دختر تنها