روزمرگی های یک دختر تنها

آرزو

جمعه پنجم دی ۱۴۰۴، 5:28

شمعِ امشب رو با آرزوی چهار نفریمون فوت کردیم..

امیدوارم این جمعی که حتی لحظه ای اندک خنده روی لبانم مینشانند به هر چی که تو دلشونه برسن و خوشبختیشون رو ببینم

و همه..

گفته اند امشب دعای ما اجابت میشود

من دعا کردم که در دل ها نباشد حسرتی..

...

بمونه به یادگار از شیفت شبی که گذشت..شیرین گذشت..

نویسنده: گندم
© روزمرگی های یک دختر تنها