روزمرگی های یک دختر تنها

شاید موقت

سه شنبه هشتم مهر ۱۴۰۴، 22:47

آدمی هر چی سنش بالاتر میره با تجربه تر ،عاقل تر و پخته تر میشه و تصمیم هاش رو از روی فکر میگیره

بیست و چند سال از خدا عمر گرفتم ولی هنوز مثل بچه ها بی فکر عمل میکنم

چند ماهی میشد تو فکر رفتن مسافرت با دوستم بودم و این باعث شد بی فکر با هم یک توره ۴ روزه شمال ثبت نام کنیم

و حالا امروز متوجه شدیم این تور هیچ برنامه ای برای گشت روزانه توی شهر و مناطق دیدنی نداره

حالا نه امکان کنسلی هست نه امکان اینکه بشه تنهایی و بدون راهنما گردش کرد

استرس و نگرانی این سفر بدون خانواده خواب رو از چشمام رونده هیچ جوره نمیدونم باید چیکار کرد

از صبح در حال سرزنش کردن خودمم... دیگه دارم بابت این بی فکری دیوانه میشم

به عنوان اولین مسافرت اشتباه بزرگی کردم

نویسنده: گندم نظرات:
© روزمرگی های یک دختر تنها