روزمرگی های یک دختر تنها

..

چهارشنبه سی ام مهر ۱۴۰۴، 15:19

من حالم خوب بود، غمگین نبودم، ولی وقتی به خودم آمدم دیدم اشک ها روی صورتم خشک شده اند

...

اعصابم خرده، خیلی خرد،..

نویسنده: گندم
© روزمرگی های یک دختر تنها