روزمرگی های یک دختر تنها

افسردگی

دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۲، 23:14

همیشه سعی کردم حال بدمو نیارم اینجا ولی اینبار از دستم‌در رفته و دیگه نمیتونم

احساس میکنم افسردگی گرفتم پرخاشگر و کم حوصله تر شدم گفتم میام خونه چند روزی حالم بهتر میشه ولی هنوز نرسیده بدتر شدم

نمیدونم چیکار کنم حالم خوب شه . دلم اون روزا رو میخواد که وقتی میرسیدم خونه با ذوق و هیجان و پشت سر هم از خوابگاه و دانشگاه میگفتم

نیاز دارم یه اتفاق خوب بیفته یه چیزی که باعث شه از ته ته ته دل ذوق کنم

حتی نمیتونم گریه کنم تا خالی شم

من میترسم و جز خدا کسی نمیتونه برام کاری کنه کاش بهم توجه کنه

نویسنده: گندم نظرات:
© روزمرگی های یک دختر تنها