شب..کاری
از پنجره ی مشرف به ورودی بیمارستان به بیرون نگاه میکنم
روی صندلی نشسته، پام رو روی کیس دراز کردم و سرم رو به شیشه تکیه دادم
به نظر همه چیز در آرامش به سر میبرد
تابلوهای مغازه و داروخانه ها و لوازم پزشکی های آن طرف کوچه ی بیمارستان روشن و خاموش میشن
به پنجره ی کناری اورژانش نگاه میکنم
مردی بالای سر تخت بیمارش با تلفن حرف میزند
اورژانس هم امن و امان است
آقای ف به تلویزیون خیره شده و در حال تحلیل چیزی برای اون یکی همکاره و علاقه ای به شنیدن حرف هایشان ندارم
کمی بعد گفتگو و سوال درباره ی ساعت خواب وسط می افتد و متاسفانه همه بچه های خوبی هستیم و میگوییم برایمان فرقی ندارد ولی کاش این وسط برای یک نفر فرقی داشت و تکلیف معلوم میشد
کانال های شبکه جابجا میشود و باز فقط صدای تلویزیون است که در سکوت آزمایشگاه پخش میشود میتوانم حدس بزنم یا شبکه چهار است یا افق یا مستند...