خودکشی
گاهی اینقدر اعصابم از زندگی و آدم ها خرد میشه که دلم میخواد خودمو از بلندی پرت کنم پایین ولی هنوز به این نتیجه نرسیدم که حداقل ارتفاع باید چند متر باشد تا درجا ...
آخرین باری که با دوستان به یکی از برج های تجاری رفته بودیم و ازون بالا به محوطه ی پایین نگاه میکردیم نگهبان به سمتمون اومد و هشدار داد که نزدیک نرده ها نشیم . بهمون گفت چند وقت پیش یک نفر خودش رو ازین جا پرت کرد پایین و مغزش چسبید اونجا و با دست نشان داد (اون لحظه نمیدونستم بخندم یا متاسف شم🙄)
ازون روز پروژه ی پرت کردن جمع شد چون دلم نمیخواست بعدا جای مغز متلاشی شده ام را نشان بقیه دهند ( چندشههههههه😬)
میم از کارش میگوید و تعریف میکند امروز موارد خودکشی زیادی رو به بیمارستان آوردند
نمیدانم تحمل آدم ها کم شده یا واقعا زندگیشان سخت است
و من این میان خداروشکر میکنم که سختی های زندگی ام اونقدر زیاد نیست که دست به چنین کاری بزنم (ولی شبای امتحان به فکرش می افتادم)
و کاش در دنیا کسی حتی لحظه ای این فکر از ذهنش نگذره...
.
به هر حال خدایا شکرت...
پ.ن. چونکه بیکارم:))